متافيزيك
[ و در پى جنازهاى مىرفت ، شنيد مردى مىخندد فرمود : ] گويا مرگ را در دنيا بر جز ما نوشتهاند ، و گويا حق را در آن بر عهده جز ما هشتهاند ، و گويى آنچه از مردگان مىبينيم مسافرانند كه به زودى نزد ما باز مىآيند ، و آنان را در گورهاشان جاى مىدهيم و ميراثشان را مىخوريم ، پندارى ما از پس آنان جاودان به سر مىبريم . سپس پند هر پند و پند دهنده را فراموش مىكنيم و نشانه قهر بلا و آفت مىشويم . [نهج البلاغه]
از: عسل محبوب جمعه 27/7/1386 ساعت 12:0 عصر
+ تظريات مختلف در باب هيپنوتيزم
نظريه مغناطيس حيواني دکتر آنتوان مسمر کاشف اين نظريه و پيراوانش معتقدند که ، دليل خواب هيپنوز ، پيدايش اين حالت در شخص ، اثر نيرويي است که از دستها و چشمهاي هيپنوتيزور خارج ميشود. به عقيده مسمر کائنات را امواجي فرا گرفته که اين امواج در انسان نيز به وفور يافت ميشود و اگر اين امواج از جسم انساني به جسم انساني ديگر وارد شود، ميتواند بسياري از امراض را درمان کند. وي که اين امواج را مغناطيس حيواني ناميده معتقد بود که وجود اين امواج در همگان يکسان نيست و همه کس قادر نخواهد بود آن را مهار کرده و از آن استفاده نمايد. نظريه چشم دوختن به نقطه نوراني دکتر بريد ، وين هولت و پيروانشان کاشف اين نظريه بودند، آنها معتقد بودند که نگاه مستمر و يکنواخت بر شيي نوراني ، اعصاب چشم را خسته ميکند و اين عمل موجب کاهش فعاليت اعصاب مرکزي ميگردد و در نتيجه شخص در حالت هيپنوز قرار ميگيرد. بريد بر اين باور بود که در حالت هيپنوز ، مغز آدمي مجذوب يک فکر ميگردد طوري که ساير افکار و محرکها روي آن تاثير ندارد بنابراين وقتي يک فکر تقويت شد، ساير افکار را تحتالشعاع قرار داده و موجب توقف ساير فعاليتها خواهد شد. نظريه تلقين پيشگامان اين نظريه ميگويند که هيپنوتيزم مجموعهاي از تلقين و تلقين به نفس ميباشد. تلقين القاي فکري است که بطور ناخودآگاه از قوه به فعل در ميآيد. تلقين ، ايجاد يک حالت روانی خاصی در فرد است که اثرات تصوری را به عنوان واقعیت قبول میکند. تلقینات ناشی از القای افکار در افراد و تمایل درونی با اعمال حرکتی که باعث عکس العملهای تحریکی در افراد شود، ماهیت این نظریه را تشکیل میدهد.راههای ایجاد تلقین میتواند، محرکهای یکنواخت مانند نوازش بدن و یا محرکهای قوی مانند نور شدید و یا صداهای ناگهانی باشد، که روی اعصاب تاثیر میگذارند. در این نظریه ، هیپنوتیزم یک حالت تمرکز شدید مغزی است، یعنی در حال عادی که مغز افکار زیادی را در خود دارد ولی در حالت تمرکز هیپنوز ، مغز از هیچ چیز اطلاعی ندارد مگر اینکه اطلاعات و مطالبی را در آن تلقین کنیم. در چنین حالتی (خواب هیپنوز عمیق) هیپنوتیزم شونده ممکن است شدیدترین دردها را نیز احساس نکند. نظریه پاولوف در هیپنوتیزم این نظریه ، یکی از علمیترین نظریات در زمینه هیپنوتیزم است. براساس این نظریه حالت خواب در سراسر نیم کرههای مغز منتشر میشود. این پدیده بطور ناگهانی صورت نمیگیرد و کانونهای فعال و بیدار در مغز باقی میمانند که باعث ایجاد حالتی بین خواب و بیداری میشود و همین نقاط بیدار است که ارتباطی بین فرد و هیپنوتیزم کننده ایجاد میکند. در این نظریه شخص هیپنوتیزم شونده مانند کسی است که بطور طبیعی به خواب رفته ولی به دلیل وجود نقاط بیدار در مغز ، سخنان عامل را میفهمد و نسبت به تحریکات و جریانات خارجی ، بی توجه است. نظریات نوین در ارتباط با هیپنوتیزم نظریات یاد شده هر کدام بخشی از واقعیات خواب هیپنوز را بیان میکند و به تنهایی ماهیت آنرا نمیتوانند مشخص نمایند.با تلفیق چند روش باهم میتوان افراد را به خوابهای عمیق هیپنوز برد تا جایی که روح از تن جدا شود. (فرافکنی)برخی سوژهها حتی به کمک تلفیق نظریاتی هم به خواب هیپنوز نمیروند. اما بعد از چند جلسه ، مقاومت سوژه شکسته شده و حالت خواب عمیق در سوژه ایجاد میشود
ليست كل يادداشت هاي اين وبلاگ
فهرست
[پست الكترونيــك]
[ورود به بخش مديريت]
پيوندهاي روزانه
اوقات شرعي
حضور و غياب
يــــاهـو
درباره خودم
لوگوي خودم
لوگوي دوستان
لينك دوستان
اشتراك
نام:
ايميل:
آرشيو
طراح قالب