متافيزيک از ديدگاه شهيد مطهري

زندگي استاد شهيد مرتضي مطهري و شهادت او بيانگر شخصيت والاي ايشان مي باشد.ايشان بيشتر عمر خود را در راه اسلام صرف نموده اند و در اسلام شناختي کم نظير داشتند .امام(ره)در موارد بسياري از ايشان به نيکي ياد فرموده اند:"ايشان در اسلام شناختي و فنون مختلف اسلامي کم نظير بوده اند...،شهيد مطهري با شعاع فروزان خود مردگان را حيات مي بخشد....مطهري که در طهارت روح و قدرت بيان کم نظير بود....آثار قلم و زبان او بي استثنا آموزنده و رهائي بخش است و براي عامي و عارف سودمند است...به دانشجويان توصيه مي کنم کتاب هاي اين شهيد را فراموش نکنند..."
در کتاب هاي ايشان مطالب ارزشمندي در باب متافيزيک آمده است،افراد نسبت به مقولات متافيزيکي چند دسته اند:
1.اعتقاد دارند.
2.اعتقاد ندارند.
در جامعه امروز به شدت شاهد مخالفت افراد روشن فکر با مقولات متافيزيکي هستيم،آنها اين مقولات را علمي نمي دانند و باور نمي کنند،شهيد مطهري مي فرمايند:"علم يک چيز است و دنبال علم بودن چيز ديگر،روحيه علمي داشتن يک چيز است و روحيه پژوهش داشتن چيز ديگر و برتري است،علمي علم است که فقط براي علم باشد،اگر براي منافع و شغل سمت علم رفتي با تاجر فرقي نداري،کسي که براي علم سراغ علم برود برتر است،کسي که روحيه علم پژوهي دارد همه چيز را با تحقيق و پژوهش و استدلال مي پذيرد و اگر هم خواست رد کند با استدلال رد مي کند.."

اکثر افراد با پژوهش مي پذيرند ولي رد کردن ها اين گونه نيست،پژوهشگر همه چيز را با پژوهش مي پذيرد و با پژوهش رد مي کند.در عمل خيلي ها علمي نيستند،خيلي ها روحيه علمي ندارند،عده زيادي بي دليل رد مي کنند و بي دليل مخالفت مي کنند و بخش اعظم مخالفت ها از روي حسادت هاي شخصي است.اگر چنين کسي سنگ علم را به سينه بزند نه تنها علمي نيست بلکه کاملا ضد علمي است.اگر در زمينه اي تحقيق و پژوهش نکرده اظهار نظر نمي کند.استاد مطهري مي فرمايند:" چنين برخوردي با روح علم سازگار نيست و از جهالت هم بدتر است، زيرا جاهل به دنبال علم مي رود اما چنين کسي با جمودفکري حتي حاضر به تحقيق هم نيست....من در اينجا نمي خواهم بگويم همه سخنان من را بپذيريد،بلکه مي خواهم از همان خاصيتي استفاده کنم که هميشه دين در برابر علم داشته است.دين هميشه محرک علم بوده است به سوي تحقيق ومن با طرح اين مساله مي خواهم محرک روح تحقيق و توجه شما باشم."
علم عالم را در فبول محتاط تر مي کند، با اگر، اما، شايد قبول يا رد مي کند اما باز هم در اکثر نقاط جهان مدعيان علم با مقولات متافيزيکي بدون دليل مخالفت مي کنند.البته شمار دانشگاه هايي که به اين مقولات مي پردازند کم نيست- (ليستي از دانشگاههايي که به اين مقولات پرداخته اند در مطالب قبلي ارائه گرديده است)-
شهيد مطهري بيان مي کند جهان از نظر فلاسفه اسلامي :
1.عالم شهادت(بعد فيزيکي دنيا)
2.عالم غيب(بعد متافيزيکي دنيا)
که به اعتبار آيات قرآن آن را تقسيم کرده اند:"الذين يومنون بالغيب"،"و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها الا هو".
عالم شهادت را با حواس 5 گانه مي توان لمس کرد ولي عالم غيب يا متافيزيک براي اثبات و درک 2 راه دارد:
يک راه عقل:
خود عقل مقوله اي متافيزيکي است از روح هم بالاتر است عقل ذهن نيست همانطور که مغز و ذهن يکي نيست.
دو.کمک گرفتن از پيامبران:
پيامبران راهنمايان جهان غيب هستند.هدايتگران عالم ماوراء ،هر جا بروي متافيزيک با غيب گره خورده است.شهيد مطهري مي فرمايند:"پيغمبران راهنمايان عالم غيبند،آمده اند مردم را به غيب و ماوراء هستي و محسوسات مومن و معتقد نمايند.."
"پيغمبران به اينکه مردم به وجود غيب اعتقاد داشته باشند اکتفا نکرده اند،آمده اند که ميان مردم و غيب رابطه برقرار کنند.آنها حلقه انصال ميان مردم و جهان غيب هستند و امداد هاي غيبي مي نمايند، اينجاست که مساله غيب عملا با زندگي بشر تماس مي يابد."
علامه طباطبايي معناي مشابهي را با جمله اي پيچيده بيان مي کنند:"اگر در همه اديان الهي خوب تدبر و انديشه کنيم در مي يابيم همه آمده اند مردم را با ماوراءالطبيعه آشنا کنند،وهمه اديان حول اين محور مي چرخد."
در احوال پيامبران که نگاه کنيد سراسر مقولات ماورايي و متلفيزيکي است مثال ساده آن، داستان خواستگاري پدر امام زمان (عج) از همسر گرامي ايشان است.
موجودات
موجودات دو دسته اند:
محدود به مکان
موجود نا محدود
ايشان در بحث موجودات بيان مي کنند:موجودات مي توانند دو گانه باشند.مقولات يگانه با حواس فيزيکي ما قابل ادراک نيستند و نياز به حواس برتر دارند. پرده اي جلوي ماست که پاره اي مسایل را نمی بینیم.
در عالم فیزیک همه چیز دوگانه است و محدود و ما درک می کنیم،چون عالم فیزیکی محدود به زمان و مکان است ما درک می کنیم.ایشان استنادی از امام محمد غزالی می آورند که ما از آن جهت نور را می شناسیم که در جایی هست و در جایی نیست.اگر همیشه بود و ظلمت وجود نداشت دیگر قابل ادراک نمی شد.خدا نا محدود ترین است و در همه جا حضور دارد لذا حضورش درک نمی شود.حق تعالی از کثرت حضور در خفا است.او از این جهت مخفی است که هیچ جا از او خالی نیست و طلوع و غروبی ندارد.خدایی که از رگ گردن به ما نزدیک تر است از او غافلیم.می توان ادعا کرد امام زمان (عج) نیز همین گونه هستند.
حرکت
همه چیز چه مادی چه غیر مادی حرکت دارد.در بحث مادیات حرکت اتمها را باور داریم،در مسایل غیر مادی هم همه چیز در حال حرکت و جابجایی است.از نظر فلسفه همه چیز در ذات و جوهر خود متغییر اند.
متغییر یعنی در حال حرکت.همه جهان قافله در حال سیر و حرکت را تشکیل می دهد نه قافله ای که از مکانی به مکان دیگر در حال حرکت است بلکه در حال انتقال از وجودی به وجود دیگر است،حرکت دائم و بدون وقفه...نهایتا به همان حرکت جوهری ملاصدرا می رسیم.
ملاصدرا مطلبی را بیان کرد که ابن سینا و ارسطو از گفتن آن واهمه داشتند.پس جهان در حال حرکت و در حال حدوث و فناست و طبق این نظر قائم به غیر بودن جهان روشن تر از آن است که لازم به توضیح باشد.جهان را علتی به وجود آورده و دائم از عدم به وجود می آید و استمرارا دستی آن را به وجود می آورد و فانی می کند.لذا وجود خدا آنقدر واضح است که لازم به اثبات نیست.کسی که وجودش را انکار می کند باید ثابت کند.
لذا در عالم به خاطر همین حرکت جوهری و استمرار و اتصال است که اگر در آن دقت کنی خدا را می بینی و درک می کنی و نیازی به دلیل نداری.
الهام و اشراق
از راههای ارتباط با متافیزیک می باشد.
ایشان معتقد است: الهام و اشراق اولا وجود دارد و ابزاری است که خداوند در اختیار افراد قرار داده دوما محدود به افراد خاصی نیست و بسیاری از دانشمندان کشفیات خود را به خاطر الهاماتی که به آنها شده است ارائه می کنند.دانشمندان دو دسته اند:
دانشمندان منطقی
دانشمندان اشراقی
علوم ترقی خود را مرهون این دو دسته متفکر است.در علوم ریاضی هم اشراق نقش داشته است برخی از دانشمندان ریاضی اساتید متافیزیک بوده اند.
تشخیص الهام از توهم کار سختی است و فقط مردان بزرگ می توانند با اشراق به کمال و اوج زندگی معنوی برسند،این موهبت شگفت انگیزی است که درک مطلب را باعث می شود.
شهید مطهری به راستی معتقدند مبداء پیدایش فرضیه های بزرگ نوعی الهام و اشراق بوده است.

سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش
خلاصه بیانات استاد ارجمند جناب آقای دکتر برازنده در آخرین همایش مشترک تابستان مرکز تحقیقات ذهن و بدن و موسسه راه میان بر –مرکز آموزش عالی فنی دختران شیراز-7/6/86
|