متافيزيك

هرگاه يكي از شما از چيزي كه نمي داند، پرسيده شود، از گفتن «نمي دانم»خجالت نكشد . [امام علي عليه السلام]

از: عسل محبوب  جمعه 15/4/1386  ساعت 10:34 عصر  

+ خلاصه آنچه در همايش 14/4/86 گذشت....

 


تمبري که بر روي آن تصويري از ابن سينا قرار دارد


متافيزيک از ديدگاه ابن سينا


  ابن سينا بلخي يا پورسينا حسين پسر عبدالله زاده در سال ۳۷۰ هجري قمري و در گذشته در سال ۴۲۸ هجري قمري، دانشمند و پزشک و فيلسوف بود. نام او را به تفاريق ابن سينا، ابوعلي سينا، و پور سينا گفتهاند. در برخي منابع نام کامل او با ذکر القاب چنين آمده: حجةالحق شرفالملک شيخ الرئيس ابو علي حسين بن عبدالله بن حسن ابن علي بن سينا البخاري. وي صاحب تأليفات بسياري است و مهمترين کتابهاي او عبارتاند از شفا در فلسفه و منطق و قانون در پزشکي.


«بوعلي سينا را بايد جانشين بزرگ فارابي و شايد بزرگترين نماينده حکمت در تمدن اسلامي بر شمرد. اهميت وي در تاريخ فلسفه اسلامي بسيار است زيرا تا عهد او هيچيک از حکماي مسلمين نتوانسته بودند تمامي اجزاي فلسفه را که در آن روزگار حکم دانشنامهاي از همه علوم معقول داشت در کتب متعدد و با سبکي روشن مورد بحث و تحقيق قرار دهند و او نخستين و بزرگترين کسي است که از عهده اين کار برآمد.»(اموزش و دانش در ايران، ص۱۲۵)


«وي شاگردان دانشمند و کارآمدي به مانند ابوعبيد جوزجاني، ابوالحسن بهمنيار، ابو منصور طاهر اصفهاني و ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومي را که هر يک از ناموران روزگار گشتند تربيت نمود.»(خدمات متقابل اسلام و ايران، ص۴۹۳)
بخشي از زندگينامه او به گفته خودش به نقل از شاگردش ابو عبيد جوزجاني بدين شرح است:
پدرم عبدالله از مردم
بلخ بود در روزگار نوح پسر منصور ساماني به بخارا درآمد. بخارا در آن عهد از شهرهاي بزرگ بود. پدرم کار ديواني پيشه کرد و در روستاي خرميثن به کار گماشته شد. به نزديکي آن روستا، روستاي افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسري برگزيد و وي را به عقد خويش درآورد. نام مادرم ستاره بود من در ماه صفر سال ۳۷۰ از مادر زاده شدم .نام مرا حسين گذاشتند چندي بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد در آنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بياموزم. دهمين سال عمر خود را به پايان ميبردم که در قرآن و ادب تبحر پيدا کردم آنچنانکه آموزگارانم از دانستههاي من شگفتي مينمودند


در آن هنگام مردي به نام ابو عبدالله به بخارا آمد او از دانشهاي روزگار خود چيزهايي ميدانست پدرم او را به خانه آورد تا شايد بتوانم از وي دانش بيشتري بياموزم وقتي که ناتل به خانه ما آمد من نزد آموزگاري به نام اسماعيل زاهد فقه ميآموختم و بهترين شاگرد او بودم و در بحث و جدل که شيوه دانشمندان آن زمان بود تخصصي داشتم.


ناتلي به من منطق و هندسه آموخت و چون مرا در دانش اندوزي بسيار توانا ديد به پدرم سفارش کرد که مبادا مرا جز به کسب علم به کاري ديگر وادار سازد و به من نيز تاکيد کرد جز دانش آموزي شغل ديگر برنگزينم. من انديشه خود را بدانچه ناتلي ميگفت ميگماشتم و در ذهنم به بررسي آن ميپرداختم و آن را روشنتر و بهتر از آنچه استادم بود فراميگرفتم تا اينکه منطق را نزد او به پايان رسانيدم و در اين فن بر استاد خود برتري يافتم.


چون ناتلي از بخارا رفت من به تحقيق و مطالعه در علم الهي و طبيعي پرداختم اندکي بعد رغبتي در فراگرفتن علم طب در من پديدار گشت. آنچه را پزشکان قديم نوشته بودند همه را به دقت خواندم چون علم طب از علوم مشکل به شمار نميرفت در کوتاهترين زمان در اين رشته موفقيتهاي بزرگ بدست آوردم تا آنجا که دانشمندان بزرگ علم طب به من روي آوردند و در نزد من به تحصيل اشتغال ورزيدند. من بيماران را درمان ميکردم و در همان حال از علوم ديگر نيز غافل نبودم. منطق و فلسفه را دوباره به مطالعه گرفتم و به فلسفه بيشتر پرداختم و يک سال و نيم در اين کار وقت صرف کردم. در اين مدت کمتر شبي سپري شد که به بيداري نگذرانده باشم و کمتر روزي گذشت که جز به مطالعه به کار ديگري دست زده باشم.


بعد از آن به الهيات رو آوردم و به مطالعه کتاب ما بعد الطبيعه ارسطو اشتغال ورزيدم ولي چيزي از آن نميفهميدم و غرض مؤلف را از آن سخنان درنمييافتم از اين رو دوباره از سر خواندم و چهل بار تکرار کردم چنانکه مطالب آن را حفظ کرده بودم اما به حقيقت آن پي نبردهبودم. چهره مقصود در حجاب ابهام بود و من از خويشتن نااميد ميشدم و ميگفتم مرا در اين دانش راهي نيست... يک روز عصر از بازار کتابفروشان ميگذشتم کتابفروش دوره گردي کتابي را در دست داشت و به دنبال خريدار ميگشت به من الحاح کرد که آن را بخرم من آن را خريدم، اغراض مابعدالطبيعه نوشته ابو نصر فارابي، هنگامي که به در خانه رسيدم بيدرنگ به خواندن آن پرداختم و به حقيقت مابعدالطبيعه که همه آن را از بر داشتم پي بردم و دشواريهاي آن بر من آسان گشت. از توفيق بزرگي که نصيبم شده بود بسيار شادمان شدم. فرداي آن روز براي سپاس خداوند که در حل اين مشکل مرا ياري فرمود. صدقه فراوان به درماندگان دادم. در اين موقع سال ۳۸۷ بود و تازه ۱۷ سالگي را پشت سر نهاده بودم.


وقتي من وارد سال ۱۸ زندگي خود ميشدم نوح پسر منصور سخت بيمار شد، اطباء از درمان وي درماندند و چون من در پزشکي آوازه و نام يافته بودم مرا به درگاه بردند و از نوح خواستند تا مرا به بالين خود فرا خواند. من نوح را درمان کردم و اجازه يافتم تا در کتابخانه او به مطالعه پردازم. کتابهاي بسياري در آنجا ديدم که اغلب مردم حتي نام آنها را نميدانستند و من هم تا آن روز نديده بودم. از مطالعه آنها بسيار سود جستم.


چندي پس از اين ايام پدرم در گذشت و روزگار احوال مرا دگرگون ساخت من از بخارا به گرگانج خوارزم رفتم. چندي در آن ديار به عزت روزگار گذراندم نزد فرمانرواي آنجا قربت پيدا کردم و به تاليف چند کتاب در آن شهر توفيق يافتم پيش از آن در بخارا نيز کتابهايي نوشته بودم. در اين هنگام اوضاع جهان دگرگون شده بود ناچار من از گرگانج بيرون آمدم مدتي همچون آوارهاي در شهرها ميگشتم تا به گرگان رسيدم و از آنجا به دهستان رفتم و دوباره به گرگان بازگشتم و مدتي در آن شهر ماندم و کتابهايي تصنيف کردم. ابو عبيد جوزجاني در گرگان به نزدم آمد.


ابو عبيد جوزجاني گويد: اين بود آنچه استادم از سرگذشت خود برايم حکايت کرد. چون من به خدمت او پيوستم تا پايان حيات با او بودم. بسيار چيزها از او فرا گرفتم و بسياري از کتابهاي او را تحرير کردم استادم پس از مدتي به ري رفت و به خدمت مجدالدوله از فرمانروايان ديلمي درآمد و وي را به بيماري سودا دچار شده بود درمان کرد و در آنجا به قزوين و از قزوين به همدان رفت و مدتي دراز در اين شهر ماند و در همين شهر بود که استادم به وزارت شمسالدوله ديلمي فرمانرواي همدان رسيد. در همين اوقات استادم کتاب قانون را نوشت و تاليف کتاب عظيم شفا را به خواهش من آغاز کرد. چون شمس الدوله از جهان رفت و پسرش جانشين وي گرديد استاد وزارت او را نپذيرفت و چندي بعد به او اتهام بستند که با فرمانرواي اصفهان مکاتبه دارد و به همين دليل به زندان گرفتار آمد ۴ ماه در زندان بسر برد و در زندان ۳ کتاب به رشته تحرير درآورد. پس از رهايي از زندان مدتي در همدان بود تا با جامه درويشان پنهاني از همدان بيرون رفت و به سوي اصفهان رهسپار گرديد. من و برادرش و دو تن ديگر با وي همراه بوديم. پس از آنکه سختيهاي بسيار کشيديم به اصفهان در آمديم. علاءالدوله فرمانرواي اصفهان استادم را به گرمي پذيرفت و مقدم او را بسيار گرامي داشت و در سفر و حضر و به هنگام جنگ و صلح استاد را همراه و همنشين خود ساخت. استاد در اين شهر کتاب شفاء را تکميل کرد و به سال ۴۲۸ در سفري که به همراهي علاءالدوله به همدان ميرفت، بيمار شد و در آن شهر در گذشت و هم در آن شهر به خاک سپرده شد. ر.ک.زندگينامه ابن سينا


آثار ابن سينا


به دليل آنکه در آن عصر، عربي زبان رايج آثار علمي بود، ابن سينا و ساير دانشمندان ايراني که در آن روزگار ميزيستند کتابهاي خود را به زبان عربي نوشتند. بعدها بعضي از اين آثار به زبانهاي ديگر از جمله فارسي ترجمه شد.


فلسفه





  • شفا


  • نجات


  • الاشارات والتنبيهات


رياضيات





  • زاويه


  • اقليدس


  • الارتماطيقي


  • علم هيئت


  • المجسطي


  • جامع البدايع


طبيعي





  • ابطال احکام النجوم


  • الاجرام العلوية واسباب البرق والرعد


  • فضا


  • النبات والحيوان


پزشکي





  • قانون


  • الادوية القلبيه


  • دفع المضار الکليه عن الابدان الانسانيه


  • قولنج


  • سياسة البدن وفضائل الشراب


  • تشريح الاعضا


  • الفصد


  • الاغذيه والادويه


موسيقي





  • جوامع علم الموسيقي




  • موسيقي



الشفاء يا به پارسي شفا: اين کتاب مهمترين و جامعترين اثر مولف در فلسفه مشاء و مبين آراي شخصي اوست. کتاب دانشنامه گونهاي است در زمينه منطق،رياضيات، طبيعيات و الهيات که در سال ۴۱۰ قمري نوشته شدهاست. درابتداي کتاب، سخن ابو عبيد عبد الرحمن محمد جوزجاني که بيانگر هدف و ميزان تبعيت مولف از آراي ارسطوست،ذکر شدهاست. بخش منطق در نه فن و هر فن شامل چند مقالهاست. عناوين آن عبارتاند از مدخل،مقولات،باري آرمنياس،قياس،برهان،مغالطه و شعر است.اين بخش ۴ جلد از مجموعه را تشکيل ميدهد.


آيت الله خميني در شرح حديثي از امام محمد باقر، از ابوعلي سينا به عنوان رئيس فلاسفة اسلام ياد ميکنند. و نيز در کتاب «چهل حديث» خود در شرح حديثي ار امام جعفر صادق که ايشان هم از امير مومنان علي (ع) نقل کردهاند، از ابوعلي سينا به عنوان امام فن و فيلسوف بزرگ اسلام نام بردهاند. نظر آيت الله شهيد مرتضي مطهري درياره ابن سينا: استاد مطهري در کتاب «ولادها و ولايتها» از شيخ الرئيس ابو علي سينا به عنوان اعجوبه دهر نام ميبرد. و در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ايران» مينويسد: «ابو علي حسين ابن عبدالله ابن سينا، اعجوبه دهر و نادره روزگار، شناختنش يک عمر و شناساندنش کتابي بسيار قطور ميخواهد.» .


او در تعريف متافيزيک مي گويد:"مجموعه حکمت ما بعدالطبيعه و ما قبل الطبيعه است"


تنها کسي است که در تعريف متافيزيک ما قبل الطبيعه را هم وارد کرده است.


اعتقاد دارد متافيزيک استوار ترين ،ريشه دار ترين و پايه دار ترين دانش هاست.همه دانش ها به متافيزيک نيازمندند ولي متافيزيک به دانشي نيازمند نيست."متافيزيک صحيح ترين و متقن ترين دانش هاست"و متافيزيک را دانشي 100 درصد معتبر مي داند.


و معتقد است هر موجودي داراي 2 جنبه است: 


1.ماهيت=بعد فيزيك


2.وجود=بعد متافيزيك                                      



در ذهن وجود و ماهيت دوگانه هستند،اما در دنياي خارج به هم آميخته اند.لذا در دنياي خارج فيزيک و متافيزيک به هم آميخته است .




بر همين اساس موجودات را به سه دسته تقسيم مي کند:



1.واجب الوجود:


ماهيت و وجودش يکي است.


وجودش واجب است و فرض نبودش غير ممکن است.


براي وجودش نيازي به علت ندارد.



لذا تنها واجب الوجود عالم "خدا" است.


2.ممکن الوجود:


بود و نبودش محتمل است.


هم وجود دارد هم ماهيت(دوگانه)


نيازمند علت است.


لذا تمام مخلوقات ممکن الوجودند.


3.ممتنع الوجود:


ماهيتش در ذهن هست ولي وجودش در خارج محال است.


مانند شريک براي خداوند.


مي گويد،در عالم هر چيزي از آن جهت که هست وجود دارد و در وجود غوطه ور است . خداوند وجود محض و مبدا و خالق همه است . آنچه در عالم است محال است بعد متافيزيکي نداشته باشد.علامه طباطبايي در تفسير الميزان صراحتا به اين نکته اشاره کرده است که هر چيز يک بعد متافيزيکي دارد.


از نظر ابن سينا موجود در وجودش غوطه ور است.متافيزيک بر فيزيک غالب است و فيزيک را در بر مي گيرد.جسم در روح شناور است و روح جسم را احاطه کرده است.


در اثبات وجود خداوند،ابن سينا معتقد است از طريق تامل و تفکر در وجود خود مي توان به واجب الوجود پي برد


او مي گويد هر چه موجودات بالا تر باشند و در حرکت به خدا نزديک ترند.


حقيقتا ارتباطي بين بلندي،ارتفاع ،حرکت و مسايل متافيزيکي موجود است.


او در باب هستي شناسي بسيار صحبت کرده .نظريات او چند مشخصه دارد:





  • متافيزيک را محور دانش ها مي داند.




  • به هستي شناسي و وجود به عنوان بعد ماورايي توجه دارد و آن را راه شناخت واجب الوجود مي داند او معتقد است همه چيز در عالم مي تواند اين نقش را ايفا کند و اسباب شناخت خدا باشد.



متافيزيک دانش عظيمي است که هر کس از زاويه اي به آن نگريسته است اما تنها آن ديدگاه خاص متافيزيک نيست.امروزه علوم جديدي وارد عرصه متافيزيک شده اند نظير:هاله شناسي،سايکومتري...


آنچه بيان شد شرح مختصري در باب عقايد مابعدالطبيعه ابن سينا مي باشد ،به قول دانشمند بزرگ استاد علامه طباطبايي:"ابو علي حسين ابن عبدالله شناختش يک عمر و شناساندنش کتابي بسيار قطور مي خواهد"



اول شهريور، روز بزرگداشت شيخ الرئيس ابوعلي سينا و روز پزشک است


خلاصه سخنراني استاد ارجمند جناب آقاي دکتر برازنده در اولين همايش مشترک تابستان" مرکز تحقيقات ذهن و بدن" و "موسسه راه ميان بر"،شيراز،مرکز آموزش عالي فني دختران شيراز. ،14/4/86


 


نظرات شما ()

ليست كل يادداشت هاي اين وبلاگ

[23/2/1387- 12:10 ص] مريدين ها
[7/2/1387- 9:21 ع] اي خدا بازم خودت هواي ما را داشته باش.....
[15/1/1387- 12:0 ص] نيايش
[5/1/1387- 7:0 ع] توجيه علمي انرژي ريكي
[2/1/1387- 2:0 ع] واژه نامه تخصصي ريكي (4)
[1/1/1387- 2:0 ع] واژه نامه تخصصي ريكي (3)
[1/1/1387- 2:0 ع] واژه نامه تخصصي ريكي (2)
[29/12/1386- 8:0 ع] واژه نامه تخصصي ريكي
[29/11/1386- 8:0 ع] انرژي ريكي پنج تاثير اساسي به همراه دارد:
[25/11/1386- 2:0 ع] برخي از ويژگيهاي ريکي
[24/11/1386- 11:44 ص] ريكي چيست؟
[23/9/1386- 12:0 ص] ريكي كارونا چيست؟
[21/9/1386- 9:7 ص] ريكي در آب
[آرشيو شده ها]

فهرست


18753 :كل بازديد
35 :بازديد امروز
52 :بازديد ديروز

پيوندهاي روزانه


اوقات شرعي


حضور و غياب


يــــاهـو

درباره خودم


متافيزيك
عسل محبوب[133]
سلام عرض مي كنم.دوستان كليه تمريناتي كه در اين وبلاگ مطالعه مي فرماييد صرفا جهت آشنايي شما مي باشد و تمرين آنها زير نظر استاد توصيه مي شود.

لوگوي خودم


متافيزيك

لوگوي دوستان










لينك دوستان


راه ميان بر-مهندس امين
راه ريكي
استاد دكتر برازنده(متافيزيك)
مطالب جالب و خواندنی و عکسهای زیبا
متافیزیک(حاج کاظم گدازنده)
متافيزيك(عسل خانم)
پايگاه علمي متافيزيك و علوم ماوراءالطبيعه(آقاي قدرت فر)
آجنا(خانم غلامي پور)
پدر بزرگ عزيزم!
يادداشت هاي شبانه
ریکی و انرژی
سوز دل(محمد علي آقايي)

اشتراك


نام:

ايميل:

 

آرشيو


چاکرا [10]
هاله نورانی [25]
با خالق هستی [20]
متافیزیک [8]
ریکی [11]
تکنیک
دوره های آموزشی [3]
همایش ها [7]
روح شناسي [6]
هیپنوتیزم [28]
سایکومتری [2]
عطر درمانی [2]
مديتيشن [2]

طراح قالب