
متافيزيک و شهيد دكتر چمران- 1 - دکتر مطلب برازنده
مآخذ: کتاب انسان و خدا، تآليف دکتر چمران
سردار پر افتخار اسلام و مجاهد بيدار و متعهد، شهيد دكتر مصطفي چمران، او كه حياتش سراسر نور معرفت و وجودش يكپارچه اشتياق براي پيوستن به حق تعالي بود، داراي شخصيت كامل و چند بعدي است. عارفي عاشق، مجاهدي مخلص، عابدي زاهد، معلمي متعهد، استادي بزرگ، فردي آگاه و ... عباراتي است كه نميتواند گوياي عظمت و بزرگي شخصيت ظاهري و باطني وي باشد. ولي با كمال تاسف چهرهي علمي، معنوي و عرفاني اين شخصيت بزرگ در سايه چهرهي انقلابي، مبارزاتي و جهادي وي قرار گرفته و كمتر براي همگان روشن گرديده است. اين در حالي است كه بُعد معنوي او بسيار قويتر از بُعد انقلابياش ميباشد. و بُعد عرفانياش پايه و ريشهي بُعد جهادي اوست. مبارزههاي پيروزمندانه چمران در لبنان و ايران باعث شده است كه بسياري ايشان را به عنوان يك رزمنده، يك چريك، يك فرد انقلابي و يك فرد جهادگر بشناسند. صد افسوس كه زمان مجال آن نداد كه جامعه با ساير ابعاد وجودي اين دانشمند بزرگ و عارف جليل القدر آشنا شود.
روزي به يكي از دوستان و همكاران فرهيخته و تحصيل كرده، پيشنهاد دادم كه يك همايش در راستاي سلسله همايشهاي عرفاني انجمن الهيات و متافيزيك به منظور معرفي چهرهي معنوي شهيد دكتر چمران و بيان نظرها و انديشههاي ايشان برگزار گردد، دوست و همكارمان بيدرنگ گفت: «چمران يك چريك است، عارف كه نيست، همايش بگذاريم و چه بگوييم ...» ، سري تكان دادم، رفتم و از درون آتش گرفتم. با خود گفتم كه حتي تحصيل كردههاي عالي و دانشگاهي و مذهبي نيز چمران را نشناختهاند. لذا بر آن شدم كه از اين به بعد در همايشها، سخنرانيها، كلاسهاي درسي و آثار مكتوب، بيشتر به معرفي شهيد دكتر چمران و آراء و انديشههاي ارزشمند ايشان بپردازم. كه بحمداله اين ايده تا به امروز عملي گرديده است و از خداوند متعال طلب توفيق نموده، تا بتوانم آن را كامل كنم.
مبحثي كه در ادامه خواهيد خواند، نيز در همين راستا تاليف و تنظيم شده است و اميد آن ميرود كه حداقل معرفت جويان انجمن الهيات و متافيزيك، با مطالعه اين نوشتار كمي با چهره و آراء اين انديشمند گرانمايه آشنا شوند. در اين مبحث عمدتاً به آراء اين بزرگوار در موضوعهاي مرتبط با متافيزيك پرداختهايم. اميدواريم در مباحث ديگر توفيق ارائه ساير آراء ايشان را نيز پيدا نمائيم.
نوشتهها، بيانات و اعمال شهيد دكتر چمران حاكي از آن است كه فردي آگاه و آشنا به «متافيزيك»، «ترانس فيزيك» و «پاراسايكولوژي» بوده، از اين علوم و فنون بهره ميگرفته است. اين دانشمند بزرگ در كتاب ” انسان و خدا “ چنين ميگويد:
«... به روانشناسي كه خود علمي است مهم، سايكولوژي يا پسيكولوژي اطلاق مي شود. به اين سايكولوژي يا پسيكولوژي قسمت جديدي اضافه شده، كه ميگويند پاراسايكولوژي، يعني ماوراء روانشناسي. اين قضيه تلهپاتي و هيپنوتيزم و علمهاي جديد كه از آنها ميخواهم صحبت كنم در مبحث پاراسايكولوژي است، يعني قسمتي از علم روانشناسي ماست كه هنوز به آن سيستم معين و علمي خودش در نيامده است. چون روانشناسي در حال حاضر علمي است، ولي پاراسايكولوژي قسمتي وراي علم سايكولوژي است، يك قدم آن طرفتر است.»
در ادامهي همين بحث ايشان ميفرمايند :«اولين قدمي كه در اين پاراسايكولوژي برداشته ميشود و دوستان ما همه از آن آگاهي دارند مسئله هيپنوتيزم است. در هيپنوتيزم يك انساني با انسان ديگر كه در مقابل او نشسته ارتباط مغزي يا ارتباط موجي برقرار ميكند و اين عملي است كه عموم ديدهاند و از نظر روانشناسي قابل قبول است و هيچكسي هم نميتواند آنرا انكار كند و عمل مهمي نيست. در هيپنوتيزم همانطور كه ميدانيد وقتي كه شخصي يك مديوم را هيپنوتيزم مي كند آن شخص كه هيپنوتيزم شده جز آنچه را كه در درون خود دارد نميتواند بگويد، چيزهايي را ميگويد كه در درون اوست، يعني ممكن است اسمش را بپرسد، ممكن است اطلاعاتش را از او كسب كند و او هم ضمير نابخودش را به هيپنوتيزم كننده باز ميكند و هر چه را كه در درون خود دارد براي او ميگويد. و اين امر علمي است، امري است قابل قبول همه علما، چه مادي و چه روحاني، فرقي نميكند.»
بعد از تشريح هيپنوتيزم، ايشان درصدد توضيح تلهپاتي برآمده، ميفرمايد: «موضوع تلهپاتي مسئله وسيعتر و عميقتري است. تلهپاتي كه از لغت تله ميفهميم كه در مورد فاصله دور است يعني ارتباط از فاصله دور، كه انساني به انسان ديگري در حالي كه با هم فاصله مكاني زيادي دارند ارتباط برقرار ميكنند. خود من هم از اين تجارب زياد كردهام. انساني در يك اتاق و انسان ديگري در يك شهر ديگر و يا در اتاق ديگري با هم ارتباط مغزي برقرار ميكنند و با هم حرف ميزنند، باز هم اين علمي است، قابل قبول است و هر كس كه دائره المعارف را بردارد و درباره تلهپاتي بخواند ميبيند كه اين يك امر قابل قبول علمي است و همگان ميپذيرند. چيزي نيست كه بگويند موهوم و ارتجاعي و غيره است، حقيقتي قبول شده است و براي تفسير اين نوع از تلهپاتي يا اين نوع از ارتباط مغزي بين دو انسان نظرات مختلفي وجود دارد كه من بهترين اينها را براي شما شرح ميدهم كه خيلي آموزنده است.»
در ادامهي بحث، اين استاد بزرگ بهخوبي مكانيسم تلهپاتي را بهصورت علمي تشريح مينمايد و مثالهاي زيبايي را براي توضيح بيشتر و بهعنوان سند بيان ميكنند. ايشان دوقلوها، مادر و فرزند، دوستان نزديك را بهعنوان نمونههايي كه ميتوانند با هم ارتباط تلهپاتيك داشته باشند مثال ميزند. همچنين انتقال حالتهاي خاص آنهايي را كه مضطرب، نگران و ترسان هستند به ديگران، به عنوان نمونهي ديگر تلهپاتي بيان ميكنند. و در نهايت نتيجه ميگيرند كه: «تلهپاتي عمل زياد مهمي نيست و ميخواهم بگويم كه اين يك امر علمي است و با علم و با تكنولوژي ميتوانيم توجيه كنيم و قابل قبول ما است و قابل قبول علماست.»
همانطور كه ملاحظه فرموديد، دكتر چمران هيپنوتيزم و تلهپاتي را عمل مهمي نميداند، اين در حالي است كه در حال حاضر نيز اين دو مقوله در متافيزيك از امور مهم هستند. اينكه ايشان اين امور را مهم نميدانند، شايد حاكي از تسلط ايشان بر اين امور و همچنين توجه ايشان به مسائل بسيار مهمتر باشد. كما اينكه در ادامه همين بحث به معرفي روح و ارتباطهاي روحي پرداخته، اين نوع ارتباطها را از مسأله تلهپاتي مهمتر ميدانند.
”خواب“ مقولهاي است كه در متافيزيك و حتي در عرفان به آن توجه زيادي شده است. شهيد دكتر چمران در همان كتاب انسان و خدا، خواب را در كنار تلهپاتي بهعنوان نمونهاي براي اثبات وجود ابعاد ماورائي انسان معرفي مينمايد.
جالب آنكه ايشان وضعيت خواب و خوابهايي را كه انسان ميبيند به خوبي و بهصورت علمي بيان ميكند، به گونهاي كه انسان فكر ميكند ايشان در رشتهي روانشناسي يا متافيزيك تحصيل كرده است. در اين گفتار زيبا ايشان خواب را به سه قسمت خواب جسماني، خواب نفساني و خواب روحاني تقسيم كرده، به تشريح هر يك ميپردازد، و با بيان مثالهاي زيبايي منظور خود را به خوبي تفهيم مينمايد.
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, A Miscellany of Articles, Rasane Andishe, 1380
|