| از: عسل محبوب يكشنبه 23/2/1386 ساعت 12:40 صبح | | | | + Ajna Applications ملکردها، فعاليتها و وظايف چشم سوم - 1 | Ajna Applications - 1
Dr Motaleb Barazandeh
عملکردها، فعاليتها و وظايف چشم سوم - 1 - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب متافيزيک و چشم سوم، تآليف مطلب برازنده، انتشارات نويد
چشم سوم پل ارتباطي فيزيک و متافيزيک، ظاهر و باطن، جسم و روح، تن و روان، مغز و ذهن و خودآگاه و ناخودآگاه است.
چشم سوم پلي براي رفتن به فراسوي ابعاد مکان و زمان ميباشد. بُعد فيزيکي ما ـ جسم ـ مقيد به بُعد مکان و زمان ميباشد، به اين معني که وقتي جسم ما در زمان حال است، ديگر نميتواند همزمان در گذشته و يا در آينده باشد. يا وقتي جسم ما در يک مکان است، نميتواند همزمان در مکان يا مکانهاي ديگر باشد. اين محدوديتها براي ابعاد متافيزيک وجود ما مصداق ندارد. پس انسان ميتواند از طريق چشم سوم به ماوراي بُعد مکان و زمان سفر کند. در اصل ميتوان با کمک آجنا به مکانها و زمانهاي ديگر در عالم فيزيکي و حتي در عوالم ديگر اشراف پيدا کرد. فخرالدين عراقي چنين بيان ميدارد که:
گشت بيدار چشم دل، چو مرا عالم از پيش جسم و جان برخاست
آجنا دريچهي ورود به جهانهاي ماوراء و شاهراه حياتي براي رسيدن به جهانهاي ديگر ميباشد؛ به عبارت ديگر چشم سوم سرآغاز ارتباط انسان با جهانهاي معنوي است. چشم سوم مناسبترين مکان براي اين کار در افراد اهل علم و دانش ميباشد. پس ميتوان گفت، آجنا پلي بين سطح فيزيکي و سطوح معنوي است و راهي براي دستيافتن به واقعيتها و تواناييهاي جهانهاي ديگر ميباشد.
حضرت آيت الله جوادي آملي ـ که خداوند ايشان را محفوظ نموده و بر توفيقات ايشان بيفزايد ـ در کتاب «حکمت عبادات» در بحث عالم مُلک و ملکوت ميفرمايند: «ملکوت يعني باطن و مُلک يعني ظاهر. آنجا که سبحان است، جاي ملکوت است (فسبحان الّذي بيده ملکوت کلّ شيء) و آنجا که سخن از مُلک است جاي تبارک، (تبارک الّذي بيده الملک). بين ملک و ملکوت مثل ظاهر و باطن فرق است. او همگان را دعوت کرده که سري به باطن عالم بزنيد و خود را ارزان نفروشيد. نه به خود اعتماد کنيد و نه به ديگران. راه رسيدن به باطن عالم را راهيان و واصلان اين راه تبيين کردهاند.» در جاي ديگري از همين مبحث ايشان ميفرمايند: «کسي که به عالم ملکوت آشنا شد از آنجايي که ملکوت يقين آور است، ديگر مردّد نيست و در هيچ امري شک ندارد.» (حکمت عبادات، ص56) ايشان همچنين معتقد هستند که از طريق عبادات ديني ميتوان به ملکوت راه يافت؛ «حکمت عبادتْ راه پيدا کردن به ملکوت است. و مشاهده ملکوت با يقين همراه است و چيزي در عالم گراميتر و گرانتر از يقين نيست. خدا اين يقين را به افراد خاصي اعطا ميکند نه همگان.»
حضرت امام خميني سلام الله عليه در شروع کتاب نفيس آداب نماز ميفرمايند: «... متحيّراني هستيم که چون کرم ابريشم از سلسلههاي شهوات و آمال بر خود تنيده و يکسره از عالم غيب و محفل انس چشم بريده؛ جز آن که از بارقة الهيّه چشم دل ما را روشني بخشي...» (آداب نماز، ص1)
تيسراتيل محلي براي دريافت ادراکات فراحسي، الهام، اشراق، کشف و شهود ميباشد. آيت الله ممدوحي در توضيح يکي از عبارات علامه طباطبايي مينويسد: «اگر کسي چشم باطنش باز شود امکان ندارد از شهود ظاهري پي به مشهود باطن نبرد» (طريق عرفان، ص44) هاتف اصفهاني با اشاره به همين مضامين ميگويد:
چشم دل باز کن که جان بيني آنچه ناديدني است آن بيني
چشم سوم در مباحث عرفاني از جايگاه ويژهاي برخوردار است. آجنا در مباحث عرفاني به چشم دل معروف ميباشد و بسياري از تجارب عرفاني به وسيلهي چشم دل کسب ميگردد؛ به عبارت ديگر چشم دل محلي براي رؤيت تصاوير و کسب تجارب معنوي و عرفاني ميباشد. فخرالدين عراقي دراينباره چنين سروده است:
ديده ادراک او ناظر احکام لوح چشم دل پاک او مشرق امالکتاب
دانشمند بزرگ و عالم متقي، استاد شيخ حسين انصاريان ـ که خداوند بر طول عمر و توفيقات ايشان بيفزايد ـ در کتاب ارزشمند و گرانبهاي «تفسير جامع صحيفة سجاديه» چنين مينويسند: «در صورتي که ظاهر به آداب شريعت آراسته شود، و باطن به نور معرفت و اخلاق حسنه و ايمانِ کامل منور گردد، چشم دل براي ديدن حقايق باز ميگردد، و هر قلبي به تناسب قدرت و قوتش به تماشاي جلال و جمال و عظمت و جبروت موفق ميشود.» (ج1، ص133) ايشان همچنين متذکر ميشوند که: «هر قلبي را در توجه به حضرت او و درک حقايق ايماني ظرفيتي است که برابر آن ظرفيت، قبول کنندة نور جمال است؛ چنانچه بيش از قدرت طلب شود به آن طلب پاسخ ندهند، که پاسخ به طلب خارج از توان و قوت قلب، مساوي به باد رفتن هستي است، چنآنکه درآية 143 سورة مبارکه اعراف، به اين معنا بهطور صريح اشارت رفته است، و در اين زمينه مفسر بزرگ قرن و عارف عاليشأن در تفسير الميزان توضيحي عالمانه داده است.» (ج1، ص135)
مفسر کبير قرآن علامه سيد محمد حسين طباطبائي در تفسير شريف الميزان روايتي را نقل ميکنند که حضرت امام صادق عليهالسلام در جواب سوال «ابي بصير» فرمودند که: مومن در قبل از دنيا، در دنيا و در قيامت خدا را ميبيند، ابي بصير خطاب به امام عرض کرد آيا اجازه دارم اين مطلب را از قول شما براي ديگران نقل کنم؟ حضرت فرمودند: نه، براي اينکه هر کسي معناي اين گونه مطالب را نميفهمد آن وقت مردمِ جاهل گفتارت را شبيه به کفر ميپندارند، و نميفهمند رؤيت به قلب غير از رؤيت به چشم است. همچنين ايشان از نهجالبلاغه نقل قول ميکنند که حضرت علي عليهالسلام فرمودند: «ديدگان او را (خدا) به رؤيت بصري نديده، وليکن دلهاست که او را به حقيقت ايمان ديدار کرده است.» علامة طباطبائي همچنين به نقل از حضرت امام رضا عليهالسلام مينويسند که: «رسول خدا هر وقت در مقام بر ميآمد که با چشم دل پروردگار خود را ببيند خداوند او را در نوري نظير نور حجابها قرار ميداد و در نتيجه هر چه در آن حجابها بود برايش روشن ميشد.» ايشان همچنين مينويسند که «محمد بن فضيل» از امام ابيالحسن عليهالسلام پرسيد آيا رسول خدا (صلي الله عليه واله وسلم) پروردگار خود را ميديد؟ امام فرمودند: آري با دل خود ميديد. (ترجمه الميزان، ج8 ، ص341، ص340 و ص343)
نگاه کردن به ذات پاک پروردگار، با چشم دل و از طريق شهود باطن امکان پذير است و انسان را مجذوب آن ذات بيمثال و آن کمال و جمال مطلق ميکند، در اثر اين نگاه لذتي روحاني و وصف ناپذير به انسان دست ميدهد، که يک لحظهي آن از تمام دنيا و آنچه در دنيا است برتر و بالاتر ميباشد. پس اگر حجابها کنار رود و انسان خداوند را با چشم دل مشاهده کند، خواهد فهميد که چيزي محبوبتر و لذتبخشتر از نگاه به پروردگار با چشم درون نيست.
حضرت آيت الله العظمي مکارم شيرازي در تفسير نمونه ذيل بحث «لقاء الله چيست؟» توضيح ميدهند که منظور از لقاء و ملاقات خداوند دو چيز ميتواند باشد. اول مشاهدهي آثار قدرت خداوند در صحنهي قيامت و پاداشها و کيفرها و نعمتها و عذابهاي او، دوم يک نوع شهود باطني و قلبي. ايشان در تکميل مطلب دوم ميفرمايند: «انسان گاه به جايي ميرسد که گويي خدا را با چشم دل در برابر خود مشاهده ميکند، به طوري که هيچگونه شک و ترديدي براي او باقي نميماند. اين حالت ممکن است بر اثر پاکي و تقوا و عبادت و تهذيب نفس در اين دنيا براي گروهي پيدا شود...» (تفسير نمونه، ج1، ص217)
ايشان همچنين در جاي ديگري ميفرمايند: «اگر در روايات اسلامي يا آيات قرآن تعبير لقاي پروردگار آمده است، منظور همان مشاهده با چشم دل و ديده خرد است»، اين استاد بزرگ در تفسير «فمن کان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا» ميفرمايند: «لقاي پروردگار که همان مشاهده باطني ذات پاک او با چشم دل و بصيرت درون است گرچه در اين دنيا هم براي مؤمنان راستين امکان پذير است اما ... اين مسئله در قيامت به خاطر مشاهده آثار بيشتر و روشنتر و صريحتر جنبه همگاني و عمومي پيدا ميکند.» (تفسير نمونه، ج12، ص577)
اين مرجع تقليد عظيم الشأن در جاي ديگري از تفسير نمونه مينويسند: «مشاهده خداوند با چشم دل هم در اين جهان ممکن است و هم در جهان ديگر و مسلماً در قيامت که ذات پاک او ظهور و بروز قويتري دارد اين مشاهده قويتر خواهد بود.» ايشان معتقدند که «چشم سر آثار را ميبيند و چشم دل آفريننده آثار را». پس لقاي معنوي پروردگار در قيامت رخ ميدهد، هنگامي که حجابهاي عالم دنيا کنار رود و غبارهاي شهوات و هوسها فرو نشيند، پردهها برداشته شود و انسان با چشم دل جمال دل آراي محبوب را ببيند، بر بساط قربش گام نهد و به حريم دوست راه يابد. (تفسير نمونه، ج2، ص88 و ج19، ص385)
روحاني گرانقدر جناب آقاي صادق حسنزاده، مترجم کتاب «رساله الولايهِ» علامه طباطبايي در پاورقي ترجمهي کتاب مذکور چنين آورده است: «از اين آيه شريفه (آيه 14 سوره مطفّفين) استفاده ميشود که همانا مشاهدة آيات الهي که از چشم غير اهل يقين، مستور است و پرده و حجاب بر آنها کشيده شده، به وسيله چشم دل است نه چشم ظاهري؛ پس براي دل چشم است همانطور که داراي اعضاي حسي ديگر نيز هست. و در تأييد اين معنا، آيات زيادي در قرآن کريم است. (مانند آية 9 سورة ياسين، آية 171 سورة بقره و آية 46 سورة حج) » (طريق عرفان، ص123 و 124)
آجنا وسيلهاي براي تلهپاتي است. تلهپاتي به معني ايجاد ارتباط از طريق افکار و بدون استفاده از ابزار فيزيکي و حواس پنجگانه و کلام ميباشد. همهي انسانها بالقوه داراي استعداد تلهپاتي ميباشند. اين پديده در انسانهاي اوليه يک راه ارتباطي معمول بوده است. در صورتيکه چشم سوم فعال و باز باشد، انسانها ميتوانند به راحتي از طريق تلهپاتي با يکديگر در ارتباط باشند. همه ميدانند که عاشقان چگونه هنگامي که دور از هم به سر ميبرند، از طريق فکر با هم ارتباط برقرار ميکنند، در اين موارد، علت اين است که عشق، امواج مغزي را با هم هماهنگ ميکند. مادران هر گاه فرزندانشان در خطر باشند، آگاه ميشوند، حتي اگر هزاران کيلومتر از آنها دور باشند.
با اوصاف فوق شما ميتوانيد از طريق چشم سوم براي هر کس که بخواهيد پيام بفرستيد؛ براي اين منظور هنگامي که روي چاکراي ششم تمرکز ميکنيد، تصوير شخصي را که ميخواهيد به او پيام بدهيد مجسم کنيد، او را در حال دريافت پيام ببينيد. ممکن است مدتي طول بکشد، اما به هر حال او دريافتي از شما خواهد داشت. اگر شما براي اين تمرين با کسي قرار بگذاريد، موفقيت بيشتري خواهيد داشت.
آجنا ميتواند عامل ارتباط ما با موجودات ديگر باشد. از طريق اين ساختار ميتوان با موجودات فيزيکي غير از انسان مانند گياهان و جانوران ارتباط برقرار ساخت. به عبارت ديگر، انسان ميتواند با کمک چشم سوم و تلهپاتي با جانوران و گياهان ارتباط گرفته، يا به اصطلاح با آنها صحبت کند. همچنين از طريق چشم سوم ميتوان با موجودات ماورائي ارتباط گرفت. در حال حاضر بر روي کرهي زمين که بخش بسيار بسيار کوچکي از جهان فيزيکي ميباشد، بيش از يک ميليون و دويست هزار گونه موجود زنده شناسايي شده است. با وجود اين همه موجود در اين کرهي خاکي کوچک، آيا به نظر شما ساير کرات موجود در جهان فيزيکي، خالي از موجودات و مخلوقات ميباشد؟ و آيا ساير جهانها (بخشهاي ديگر جهان هستي به غير از جهان فيزيکي) از موجودات و مخلوقات تهي ميباشد؟ به استناد مطالب ديني و يافتههاي علمي، ميتوان ادعا نمود که در ساير بخشهاي جهان هستي نيز مخلوقاتي زيست ميکنند. بخش زيادي از اين مخلوقات، موجودات ماورايياند، که در حالت عادي و با حواس فيزيکي نميتوان آنها را رؤيت نمود ولي با کمک چشم سوم ميتوان اين موجودات را احساس، ادراک و رؤيت نمود و با آنها ارتباط برقرار کرد. فرشته و جن از جمله مشهورترين و معروفترين موجودات ماورايي ميباشند.
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383

| | | | |