| از: عسل محبوب يكشنبه 23/2/1386 ساعت 12:40 صبح | | | | + Ajna Applications عملکردها، فعاليتها و وظايف چشم سوم? | Ajna Applications?
Dr Motaleb Barazandeh
عملکردها، فعاليتها و وظايف چشم سوم - 2 - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب متافيزيک و چشم سوم، تآليف مطلب برازنده، انتشارات نويد
آجنا وسيلهاي براي پيشبيني، پيشگويي، آيندهنگري و روشنبيني است. آينده نگري شامل کسب اطلاعات و اخبار در مورد آينده ميباشد. روشنبيني به معني دريافت و رؤيت اطلاعات بدون استفاده از چشم معمولي است.
هم برق دم خنجر او سانحه سوز است هم چشم دل روشن او حادثه بين است
تجارب زيادي در طول تاريخ اثبات کردهاند که مقولات فوق واقعيت داشته، انسان ميتواند به آنها دست يابد. ولي هر کس در اين زمينه ادعا کند، نميتوان گفت که ادعايش درست است و چه بسا ادعايي بيش نباشد. البته پر واضح است، آنهايي که در اين زمينهها به تواناييهاي مثبت دست پيدا کردهاند، هيچ گونه ادعايي ندارند.
پيشگويي از جمله مقولات بسيار داغ و حساس در متافيزيک است، که با شک، شبهه، اوهام و خرافات آميخته شده است، و از لحاظ علمي جاي سوال و از نظر شرعي محل تأمل است. در اين مورد بايد گفت که اصل مطلب پيشگويي صحيح است و برخي انسانها ميتوانند به طرق مختلف از آينده با خبر شوند. حضرت امام خميني سلام الله عليه در کتاب «کشف الاسرار» با استفاده از نظرات فلاسفه و حکماي اسلامي و متافيزيسينها و دانشمندان غربي وجود و صحت پيشگويي را به اثبات ميرسانند.
متافيزسينها براي پيشگويي شيوههاي مختلفي دارند که يکي از مهمترين و معتبرترين آن استفاده از آجنا ميباشد. البته دست يافتن به قدرت پيشگويي و فعال نمودن اين توانايي نهفته در وجود انسان کار سخت و دشواري است، که نياز به زمان طولاني و زحمت فراوان دارد.
چشم سوم به خاطر نقش حياتياش در ادراک روح، اهميت ويژهاي دارد. اين چاکرا مجراي ارتباطي ما با ضمير ناخودآگاه و مرکز نيروي درونيمان ميباشد، يعني جايي که بدن ما ميتواند خود را شفا دهد، يا جايي که ما ميتوانيم ديگران را شفا دهيم. آجنا مرکز ارتعاش انرژيهاي روحي و نيروهاي رواني خودآگاه و ناخودآگاه ما ميباشد. به عبارت بهتر، چشم سوم مرکز فرماندهي روح در جسم فيزيکي است.
از لحاظ عاطفي، چشم سوم پلي به سوي شناخت و ارزيابي «خود» است. علاوه بر جنبهي روحي، آجنا در زمينهي تواناييهاي عقلاني نيز به ما کمک ميکند. اين چاکرا همچنين به ما کمک ميکند که در برابر عقايد ديگران ـ به خصوص عقايد مخالف ـ ذهني باز داشته باشيم. بسياري از انسانها تحمل و ظرفيت شنيدن و يا پذيرش عقايد مخالف با ميل و علاقهي خودشان را ندارند، که اين در بسياري از موارد شغلي، خانوادگي و اجتماعي باعث بروز مشکلات عديده ميشود. بسياري از دعواها و درگيريها در همين مطلب ريشه دارد. خيلي از انسانها فرهنگ گفتمانشان بسيار ضعيف است. ضعف فرهنگ گفتمان به خاطر عدم فعاليت مناسب آجنا است.
آجنا ما را قادر ميسازد که از تجربهها درس بگيريم. چشم سوم مرکز هوش عاطفي و استدلال شهودي ما است و بصيرت دروني ما را تا زماني که مانعي در برابر آن وجود نداشته باشد، افزايش ميدهد.
حتماً براي شما اتفاق افتاده که فکري به ذهنتان خطور کند و دقيقاً به همان صورت اتفاق بيفتد! مثلاً ممکن است قبل از رفتن به دانشگاه ، به فکرتان برسد که امروز در کلاس اتفاق عجيبي رخ خواهد داد و پس از حضور در کلاس در کمال تعجب ميبينيد که آن فکر به وقوع ميپيوندد. اين پديده در بعضي افراد به ندرت و در برخي ديگر به کرات پيش ميآيد. اين گونه امور از مجراي چشم سوم عمل کرده، اين اطلاعات به کمک آجنا به شخص ميرسد.
چشم سوم مانند مجرايي عمل ميکند که از طريق آن نوسانهاي فرامادي به سوي کيهان فرستاده ميشود. پس اين ساختار عامل ارتباطي ما با کيهان و گذرگاه ورود به کيهان ميباشد. کساني که به اين مرحله از رشد متافيزيک برسند، ديگر ترسي از مرگ نخواهند داشت و حتي مشتاق آن ميباشند. ترس از مرگ يکي از معضلات تمام اقشار بشر ميباشد. البته حقيقت آن است که جسم انسان از مرگ ميهراسد ولي روح نه تنها هراسي از مرگ ندارد بلکه مشتاق آن است.
تيسراتيل محل رؤيت و ارتباط با «استاد درون» يا «گورو» است. گورو، استاد و معلم متافيزيک و يا عرفان است که ميتواند در قالب روحي ظاهر شده و آموزش دهد. از نظر لغوي، گورو به معني شخص سنگين، موقر و محترم است. اين شخص داراي روحي والا و رفيع است و ميتواند در هر دو جهان فيزيکي و ماورائي حضور داشته باشد. بسياري از رازهاي هستي و خلقت براي گورو آشکار شده است. استاد درون به گذشته و آينده اشراف دارد. با ارواح در ارتباط است و هالهي نوراني را ميبيند. آنگاه که معرفتجو آمادگي و ظرفيت لازم را داشته باشد، استاد درون به سراغ او ميآيد. به ياد داشته باشيد که اين استاد درون است که شما را انتخاب مي کند. اگر معرفتجو براي رسيدن به استاد درون تلاش فعال نمايد، نتيجهي معکوس ميدهد، به عبارت ديگر اگر معرفتجو مدام طلب ديدار استاد درون را داشته باشد، به نتيجه نخواهد رسيد. صدا زدن گورو و يا فرا خواندن او امري گستاخانه است. براي ارتباط با استاد درون بايد متواضع و فروتن بود. گاهي اوقات جوينده در خواب، رويا و خلسه، ستارهي آبي ميبيند که بيانگر ارتباط قريب الوقوع با استاد درون ميباشد.
آموزشهاي متافيزيک در دو بُعد ظاهري و باطني انجام ميشود. شروع آموزشها عموماً با آموزشهاي فيزيکي يا ظاهري است، که شاگرد و استاد در بُعد فيزيکي همديگر را ملاقات کرده، آموزشها را آغاز ميکنند. پس از مدتي که شاگرد توانايي و ظرفيت لازم را کسب کند، استاد به شکل روحي و از درون در زمان خواب، رؤيا و يا خلسه بر او ظاهر ميشود و آموزشهاي لازم را ارائه ميکند؛ به اين شخص استاد درون گفته ميشود. استاد درون ميتواند همان استاد ظاهري و فيزيکي باشد و يا ميتواند فرد ديگري باشد. استاد درون ميتواند در قيد حيات باشد و يا اين جهان خاکي را ترک نموده باشد. ممکن است براي شاگرد، استاد درون يک چهرهي آشنا و يا چهرهي جديد باشد. در هر شکل استاد درون در محل چشم سوم بر شاگرد ظاهر شده و او را آموزش ميدهد. شاگرد نيز از طريق آجنا ميتواند با استاد درون در ارتباط باشد.
قدرت ذهن، خرد، عقل، استدلال و بينش در چاکراي آجنا نهفته است. توانايي دست زدن به خلاقيتهاي بزرگ، توانايي آموختن و درس گرفتن از تجربهها، توانايي ارزشيابي اعتقادات و نگرشها و احترام گذاشتن به نظرات ديگران از جمله مسائل ديگري هستند که به چشم سوم مربوط ميشوند. هر چند که عشق مربوط به چاکراي قلب (چاکراي اصلي شمارهي4) است ولي عشقهاي عرفاني و ماورايي به تيسراتيل ارتباط دارد. چشم سوم منشاء علم مطلق است.
از چشم سوم ميتوان مانند يک دوربين استفاده کرد و با آن ميتوان به سفر پرداخت؛ چشم سوم ميتواند شخص را به هر کجا مجسم کند، ببرد، زيرا توسط تجسم راهنمايي ميشود. همهي افکار و احساساتي که ما به چشم سوم ميفرستيم، انرژي جذب ميکنند تا در نهايت به واقعيت تبديل شوند. ممکن است اين فرآيند چند روز تا چند هفته طول بکشد و با واسطههاي متعدد به دست شخص برسد، اما اگر ثبات و پشتکار باشد، سرانجام به هدف خواهد رسيد. به عبارت ديگر چشم سوم جايگاه يک فرآيند برهم کنش است؛ همه افکار و احساساتي که شما وارد آن ميکنيد، به طرز شگرفي فزوني يافته، دوباره پديدار ميشوند.
از آنجا که چشم سوم هر چه را که شخص بخواهد برآورده ميسازد، مهم است که هميشه چيزهاي خوب آرزو شود. هرگز براي کسي آسيب و زيان نخواهيد. همواره براي همهي نوع بشر و همهي نژادها در سراسر جهان هستي بهترين را بخواهيد، هميشه کساني را که به شما آزار رساندهاند، ببخشيد و براي آنها دعاي خير کنيد. اين توصيه براي حفاظت از خود شماست. زيرا مانع از اين ميشود که احساس رنجش و ناخشنودي شما ادامه پيدا کند و شما را تا سطح شخصي که دربارهي او فکر ميکنيد تنزل دهد. همچنين خواستههاي خود را با چيزهاي آسان شروع کنيد. سعي نکنيد که از آسمان سکههاي طلا ببارانيد، اين کار ممکن است ولي نه براي مبتديان. اگر مشکل مالي داريد، بهتر است که براي افزايش درک و فهم خود دعا کنيد.
چشم سوم پل برقراري ارتباط فکري با ديگران است. وقتي به هر دليل خوشايند و يا ناخوشايند به فرد ديگري فکر کنيم، يک پل انرژي بين چشم سوم ما و او برقرار ميشود که ما را به هم وصل مينمايد. عوامل زيادي باعث ميشود که ما به ديگران فکر نمائيم، از جمله: دوست داشتن، تنفر داشتن، طلب کار بودن، بدهکار بودن، ظلم کردن، مظلوم واقع شدن و ... تمام اينها باعث شده که به فرد ديگري فکر نموده، از طريق پل انرژي چشم سوم با او ارتباط برقرار نماييم. در اين حالت اگر آن فرد از نظر علم و ايمان از ما بالاتر باشد، ما تا مرتبهي او صعود ميکنيم، ولي اگر پايينتر باشد، ما نيز تا مرتبهي او نزول خواهيم کرد. اگر فکر کردن به شخصي و در نتيجه ارتباط با او از طريق چشم سوم موقت و گذرا باشد، اين صعود و نزول نيز موقت و گذرا است. ولي در مواردي که به صورت دايم به فردي فکر نماييم، اتصال ما نيز دايمي بوده، صعود و يا نزول به مرتبهي آن شخص نيز دايمي ميشود.
کينه به دل گرفتن سبب شده که انسان دايم به شخص مقابل فکر نموده، با مکانسيمهايي که ذکر شد، به مرتبهي آن شخص نزول نمايد. براي همين توصيه شده که در اين موارد اشخاص را ببخشيد و از گناه آنها درگذريد و کينهي آنها را به دل نگيريد. اين در درجهي اول به نفع خود شما است.
چشم سوم عامل بهره گرفتن از جادوي سياه نيز ميباشد. جادوي سياه به معني استفادههاي منفي از تواناييهاي متافيزيکي و نيروهاي ماورائي بر عليه ديگران ميباشد. هدف از اين کار آسيب رساندن به ديگران و اذيت نمودن آنها است. جادوي سياه در فرهنگها و ملل مختلف به شيوههاي متفاوتي بهکار ميرود. در جادوي سياه با اعمال فيزيکي و ماورائي که انجام ميشود، حجم زيادي انرژي منفي از چشم سوم عامل به سمت فرد مورد نظر ارسال ميگردد، اين انرژيهاي منفي با نمود فيزيکي و ماورائي خود تاثيرات منفي بر جسم و روان سوژه ميگذارد.
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383

| | | | |