| از: عسل محبوب يكشنبه 23/2/1386 ساعت 12:40 صبح | | | | + Ajna & Brainامواج مغزي و چشم سوم | Ajna & Brain
Dr Motaleb Barazandeh
امواج مغزي و چشم سوم - دکتر مطلب برازنده

مآخذ: کتاب متافيزيک و چشم سوم، تآليف مطلب برازنده، انتشارات نويد
بسياري از متافيزيسينها معتقدند که غدهي پينهآل و سيستم پيچيدهي عصبي مربوط به آن پس از مدتهاي طولاني تمرين مراقبه دچار تغيير عملي ميشود. اين موضوع توسط بسياري از دانشمندان که روي فعاليت الکتريکي مغز تحقيق کردهاند، اثبات شده است. آنها دريافتهاند که وقتي انسان در حالت بيداري و هوشياري معمولي به سر ميبرد، امواج الکتريکي مغز که در اين حالت امواج بتا نام دارند و توسط قشر مخ توليد ميشوند، داراي طول موج کم و فرکانس زياد هستند. وقتي فرد چشمانش را ميبندد و ذهن او در حالت آرامش و در عين حال هوشياري قرار دارد، تغيير ناگهاني در شکل امواج مغز به وجود ميآيد، طول موج امواج بيشتر شده، فرکانس آنها کاهش مييابد. اين امواج را امواج آلفا مينامند، که وجود آنها هم در دانشجويان مبتدي و هم در استادان متافيزيک نشان داده شده است.
ديده شده که مراقبه کنندگان با تجربه و استادان پيشرفتهي متافيزيک داراي يک موج مغزي ديگري به نام تتا ميباشند، امواج تتا نسبت به امواج آلفا داراي طول موج بيشتر و فرکانس کمتر ميباشند. نکته جالب توجه اين است که اين امواج تتا بهطور طبيعي تنها در مبتلايان به بيماري صرع در زمان حملههاي صرع ماژور ديده ميشود. يک توضيح ممکن براي اين موضوع اين است که در زمان حملههاي صرع، سطوح پايين سيستم عصبي کنترل کامل بدن را بهدست ميگيرد و ذهن برتر در حالت آرامش کامل به سر ميبرد. چنانکه در حالت مراقبه عميق اتفاق ميافتد.
حالت مراقبه باعث تغييرات فيزيولوژيک ديگري نيز ميشود که همزمان با ثبت امواج مغزي بررسي ميشود. در حالت آگاهي مراقبهاي با امواج مغزي آلفا، تعداد ضربان قلب، مصرف اکسيژن توسط سلولهاي بدن و دفع دياکسيد کربن کاهش مييابد، متابوليسم بدن آهستهتر ميشود و فعاليت سيستم عصبي سمپاتيک نيز کاهش مييابد. کاهش سطح لاکتات خون به مراتب محسوستر است. درحاليکه سطح اين ماده در خون افراد دچار تنشهاي عصبي و اضطراب بهطور مشخص بالا است. در حالت مراقبه يعني زماني که مغز امواج آلفا ساطع ميکند، فرآيندي مخالف با فعاليت سيستم ترشح کنندهي آدرنالين اتفاق ميافتد. اين فرآيند بدن را قادر ميسازد که در حالتي آسودهتر و رهاتر عمل کند.
گروه ديگري از پژوهشگران پيرامون پديدههاي روحي انسان مخصوصاً ارتباط بين ادراکات فراحسي و فعاليت امواج آلفا تحقيق کردهاند. در يک بررسي از تعداد زيادي افراد خواسته شد که حدس بزنند درون يک جعبهي در بسته چه کارتي وجود دارد. با استفاده از تستهاي آماري مشخص شد، هنگامي که فرد چشمانش را ميبندد و روي موضوعي تمرکز ميکند امواج آلفاي مغز او افزايش مييابد و کساني که امواج آلفاي بيشتري توليد ميکردند، اغلب ميتوانستند کارتهاي داخل جعبه را به درستي تشخيص دهند. در مواردي که توليد امواج آلفا در حد پايين قرار داشت، (همان طور که در حالت طبيعي در بسياري از مردم يا هنگام باز بودن چشمها مشاهده ميشود) حدس زدن کارتها تنها براساس شانس صورت ميگرفت. افراد مورد آزمايش همچنين وضعيت ذهني خود را در هنگام فعاليت غالب امواج آلفا توصيف کردند، همه آنها اتفاق نظر داشتند که آن حالت رهايي ذهن و جدايي از اطراف، تجربهاي لذت بخش بود. هنگامي که افراد در اين حالت چشمان خود را باز ميکردند، ميتوانستند جدايي خود را از اشياء محيط مشاهده کنند. افزايش تواناييهاي روحي در اين شرايط با تواناييهاي فردي که چاکراي آجناي خود را فعال کرده و ميتواند اشياء دور را با چشم بصيرت ببيند، مطابقت دارد.
نوش داروي اکثر بيماريهاي دنياي مدرن، امواج مغزي آلفا است که بدن و ذهن را در وضعيتي آرام و آزاد قرار ميدهد و با واکنشهاي ناهنجاري که از ابتداي خلقت انسان در جسم او رخ داده مقابله ميکند. در دنياي مدرن زندگي انسان ديگر توسط حيوانات وحشي يا قبايل آدم خوار تهديد نميشود، اما سيستم قديمي ترشح کنندهي آدرنالين که بدن انسـان را در برابر چنان تهديدهايي محافظت ميکرده است، در برابر تهديـدهاي مـدرن نيز به همان روش قـديمي واکنش نشان ميدهد. امروزه تهديدهاي زندگي انسان معمولاً به صورت ترس از بحران مالي يا از دست دادن موقعيت شغلي و يا مشکلات خانوادگي و امثال آن جلوهگر ميشود. اگرچه اين قبيل تنشهاي جامعهي مدرن خطرات غير واقعي هستند، ذهنِ نگران و مضطرب آنها را واقعي تلقي ميکند. از آنجا که بحرانهاي دنياي مدرن حد و مرزي ندارد و هرگز پايان نميپذيرد، بدن بسياري از مردم بهطور مداوم نسبت به آنها واکنش نشان ميدهد. اين حالت تنش و اتلاف مداوم انرژي، منجر به بيماريهاي جسمي و روحي ميشود. علاوه بر اين بزرگترين مکانيسم دفاعي بدن انسان به دليل استفادهي بيش از حد فرسوده ميشود و به اين ترتيب بسياري از مردم خود را در مقابل خطرهاي واقعي ناتوان ميبينند. افزايش روزافزون تعداد قربانيان شوک ناشي از مواجههي ناگهاني با موقعيتهاي خطرناک واقعي تأييد کنندهي اين مطلب است. پزشکان و دانشمندان معتقدند که مراقبه يکي از بهترين شيوهها براي درمان اين عارضه است. مراقبه باعث آرامش ذهن ميشود و همواره با کاوش در زواياي روح انسان همراه است.
همانطوري که گفته شد حد فيزيکي آجنا، غدهي پينهآل است که با مغز در ارتباط ميباشد. برخي از متافيزيسينها معتقدند که غدهي پينهآل گيرنده و فرستندهي نوسانهاي نامحسوسي است که افکار و پديدههاي روحي را در کيهان انتقال ميدهد. غدهي پينهآل امواج مغزي را به امواج الکتريکي تبديل ميکند، که با سرعتي بالاتر از سرعت نور حرکت ميکنند، اين امواج در مغز انسان ذخيره ميشوند. کساني که داراي تواناييهايي مانند بينايي و شنوايي متافيزيکي هستند، اين کار را از طريق همين امتياز چاکراي آجنا يعني تغيير ماهيت امواج آلفا انجام ميدهند.
انسان مدرن، داراي تفکري منطقي است و ترجيح ميدهد زندگي خود را براساس واقعيتهاي علمي پايهگذاري کند. امروزه بيشتر، واقعيتهاي علمي مورد پذيرش قرار ميگيرند و تجربيات علمي ثابت کردهاند، بعضي از مردم که تفکر مراقبهاي دارند و امواج مغزي آنها بهطور عمده از نوع آلفاست، ميتوانند وقايع را پيشبيني کنند و از وقايع دروني و بيروني که خارج از دسترس حواس پنجگانه است آگاهي داشته باشند. اين تواناييهاي روحي که بسياري از مردم براي کسب آنها تلاش ميکنند، ابتداييترين نشانههاي قدم گذاشتن در مسير معنويت هستند. اگرچه رهروان واقعي، داشتن اين تواناييها را انکار ميکنند تا مبادا آشکار ساختن تواناييهايشان باعث زوال و شکست آنها شود. حقيقت اين است که قدرتهاي دروني در همهي ما وجود دارد، ما فقط بايد براي بيدار کردن مراکز عالي مغز که با چاکراي آجنا در ارتباط هستند، تمرين کنيم تا بتوانيم راهي به سوي تجربههاي جديد و روزنهاي به سوي نور و روشنايي بگشاييم.
Reference: Dr Motaleb Barazandeh, Metaphysics and Ajna, Navid publications, 1383
| | | | |